هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گناهان و ناتوانی خود در برابر نفس سرکش سخن میگوید و اظهار پشیمانی میکند. او با وجود میل به طاعت و تقوا، به دلیل غلبه نفس، ناپرهیزگار شده است. درد اصلی او نه عذاب دوزخ، بلکه شرمساری در روز محشر است. با این حال، او به فضل و رحمت الهی امیدوار است و توبههای روزانهاش را بیثمر میداند، مگر آنکه عشق الهی در او پایدار شود. در پایان، او تنها به ولایت امام علی(ع) تکیه میکند و از خداوند میخواهد که او را به حیدر (لقب امام علی) واگذارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی مانند گناه، توبه، نفسشناسی و امید به رحمت الهی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۵۵۱ - وه که از ما جز گنه بر می نیاید هیچکار
وه که از ما جز گنه بر می نیاید هیچکار
نفس سرکش کرد صرف خودپرستی روزگار ۱
گرچه احصامی نشاید کرد عصیان مرا
در شمار اما نیاید پیش عفو کردگار ۲
قاصر آمد چون زبان از شکر آلای الله
عجز باید پیش شکر نعمت پروردگار ۳
میل طاعت بودم و تقوی و پرهیز ایدریغ
عقل شد مغلوب نفس شوم ناپرهیزگار ۴
نیست دردم زآتش دوزخ بپاداش عمل
دردم این باشد که هستم زاهل محشر شرمسار ۵
لیک باامید فضل و رحمت و احسان حق
مینهم بر دوش جان بار گناه صد هزار ۶
توبه میفرمایدم هر روزه عقل متقی
لیک تا عشقم بود کی توبه ماند برقرار ۷
تا برون آری زتاریکی نفسم از کرم
آفتابی از شبستان امید من برار ۸
نیست اندر دفتر اعمال من جز سیئات
حرف خرجم چیست تا باشم بدین امیدوار ۹
جز ولای مرتضی و الله ما را هیچ نیست
درگذر آشفته و او را بحیدر واگذار ۱۰
نفس سرکش کرد صرف خودپرستی روزگار ۱
گرچه احصامی نشاید کرد عصیان مرا
در شمار اما نیاید پیش عفو کردگار ۲
قاصر آمد چون زبان از شکر آلای الله
عجز باید پیش شکر نعمت پروردگار ۳
میل طاعت بودم و تقوی و پرهیز ایدریغ
عقل شد مغلوب نفس شوم ناپرهیزگار ۴
نیست دردم زآتش دوزخ بپاداش عمل
دردم این باشد که هستم زاهل محشر شرمسار ۵
لیک باامید فضل و رحمت و احسان حق
مینهم بر دوش جان بار گناه صد هزار ۶
توبه میفرمایدم هر روزه عقل متقی
لیک تا عشقم بود کی توبه ماند برقرار ۷
تا برون آری زتاریکی نفسم از کرم
آفتابی از شبستان امید من برار ۸
نیست اندر دفتر اعمال من جز سیئات
حرف خرجم چیست تا باشم بدین امیدوار ۹
جز ولای مرتضی و الله ما را هیچ نیست
درگذر آشفته و او را بحیدر واگذار ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۰ - بس خون بی گناهش در سینه بود مدغم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۲ - پیمان بغیر بسته و عهدم شکست یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.