هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید. او از درد عشق، فداکاری در راه معشوق، و بیقراری خود مینویسد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند رضایت معشوق، مقایسه خود با عشاق افسانهای مانند مجنون و لیلی، و تمثیلهای طبیعت دارد. در پایان، شاعر از امید به آینده و نوروز صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خوردن خون عشاق' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۵۵۷ - وه که مطرب بود امشب بسر رای دگر
وه که مطرب بود امشب بسر رای دگر
پرده عشق کند ساز و زند جای دگر ۱
در ره کعبه عشق تو بپا نتوان رفت
باید از سر کنم اندر طلبت پای دگر ۲
گر رضای تو بود خوردن خون عشاق
جز رضای تو نداریم تمنای دگر ۳
لاجرم همرهشان وامق و مجنونی هست
گر بیارند زنو لیلی وعذرای دگر ۴
دشت امکان ببر خازن عشقش تنگست
خیمه زن ای دل عاشق تو بصحرای دگر ۵
بتماشای تو آیند عروسان چمن
که گل روی تو را هست تماشای دگر ۶
شادی ار رفت و غم آمد بدر دل چه غمست
که زدل برد غم عشق تو غمهای دگر ۷
نوبت خوشدلی امشب بزن ای مطرب بزم
تا که نوروز کنم عید بفردای دگر ۸
غاصت حق علی میرود آشفته بنار
زانکه جز دوزخ او را نبود جای دگر ۹
پرده عشق کند ساز و زند جای دگر ۱
در ره کعبه عشق تو بپا نتوان رفت
باید از سر کنم اندر طلبت پای دگر ۲
گر رضای تو بود خوردن خون عشاق
جز رضای تو نداریم تمنای دگر ۳
لاجرم همرهشان وامق و مجنونی هست
گر بیارند زنو لیلی وعذرای دگر ۴
دشت امکان ببر خازن عشقش تنگست
خیمه زن ای دل عاشق تو بصحرای دگر ۵
بتماشای تو آیند عروسان چمن
که گل روی تو را هست تماشای دگر ۶
شادی ار رفت و غم آمد بدر دل چه غمست
که زدل برد غم عشق تو غمهای دگر ۷
نوبت خوشدلی امشب بزن ای مطرب بزم
تا که نوروز کنم عید بفردای دگر ۸
غاصت حق علی میرود آشفته بنار
زانکه جز دوزخ او را نبود جای دگر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۶ - ای چشمِ بَدان ز دیدنت دور
گوهر بعدی:شماره ۵۵۸ - ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.