«لف و نشر» یک اصطلاح ادبی است که به آوردن دو یا چند کلمه در بخشی از کلام اشاره دارد که توضیح آنها در بخش دیگری آمده است. کلمات بخش اول «لف» و کلمات توضیحی بخش دوم «نشر» نامیده میشوند. اگر ترتیب بین «لف» و «نشر» رعایت شده باشد، «لف و نشر مرتب» و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» نامیده میشود. مثالهایی برای هر دو نوع ارائه شده است.
محتوا شامل مفاهیم ادبی و زبانی است که برای درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات وجود دارد. سن 15 سال به بالا معمولاً مناسبترین گروه سنی برای فهم چنین مفاهیمی است.
لف و نشر
نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند.
نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود.
مثال 1:
تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم)
مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم.
توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.)
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
میشه معنی کنید من به معنیش احتیاج دارم . ولی ممنون بابت توضیحات
دشمن مُلک : دشمن پادشاهی
دشمن دین : دشمن دین و آیین
پادشاه بی حِلم : پادشاه بی حوصله و بدون صبر
زاهد بیعلم : عارف (=خداشناس) بی دانش
معنی کلی : دونفر دشمن پادشاهی و دین هستند: پادشاه بی حوصله و عارف بی علم