هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعرانه درباره عشق، نشاط، و ارتباط با معشوق و هستی می‌پردازد. شاعر از عشق پیرانه‌سر خود، زیبایی معشوق، و فضای میخانه و مغان به عنوان نمادهای عرفانی یاد می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند تقدیر ازلی، ارتباط روحانی، و جستجوی معنویت در زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌و میخانه ممکن است برای سنین پایین نامناسب تلقی شود.

شماره ۶۳۴ - عشق پیرانه سرم انگیخته در دل نشاط

عشق پیرانه سرم انگیخته در دل نشاط
بر هوا گسترده ام از نو سلیمان وش نشاط ۱

پرچم زلف بتی افکند بر سر سایه ام
تا زنم بر بام گردون پرچم عیش و نشاط ۲

قافله سالار عشقم کاروان پربار دل
مشتری مغبچگان و کوی میخانه رباط ۳

اختلاط ماه و تو هست از ازل چون نور و چشم
گر بچشم مردمانم نیست پیدا اختلاط ۴

ربط جان زآن تار زلفین دو تا کی بگسلد
تا که باشد در میان جان و جانان ارتباط ۵

دست معمار وجودم چون بنا کرد از ازل
خشت من از عشق کرد و مهر مهرویان ملاط ۶

ما در گیتی مرا در پای خم زاد از ازل
دایه ام شد میفروش و خاک میخانه قماط ۷

احتیاطی داشتم از دیدن روی بتان
ناگهان تیر نظر از دست برد آن احتیاط ۸

عیش باقی جوی در کوی مغان منزل گزین
در بسیط خاک چون نبود بساط انبساط ۹

درگه پیر مغان خاک نجف دارالامان
این صراط مستقیم آشفته و نعم الصراط ۱۰

سعی کن ایدل که تا گردی غبار درگهش
تا کله گوشه زکیوان بگذرانی از نشاط ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۳ - ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض
گوهر بعدی:شماره ۶۳۵ - آفتاب عشق در آئینه جان زد شعاع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.