هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های عاشقانه خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد تا با عشق و محبت خود، او را از این حال نجات دهد. او از غم‌ها و دل‌تنگی‌هایش سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوق با حضور خود، جان او را تازه کند. همچنین، شاعر به ستایش حیدر و آل او می‌پردازد و خود را غرور به عفو الهی می‌داند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۶۸۵ - همتی ساقیا که مخمورم

همتی ساقیا که مخمورم
منتی نه بقلب رنجورم ۱

درد سر دارم از فسرده دلان
آتشی زن زآب انگورم ۲

پرده بردار زآتش سینا
تا بسوزی حجاب مستورم ۳

از تو کشف غطاء آید و بس
بخشش در دیده یقین نورم ۴

نسکه شوق عسل بسر دارم
کرده در خانه جای زنبورم ۵

با هوای شکرلبان چه عجب
رخنه گردر سرا کند مورم ۶

من بچنگال شاهباز غمت
چون اسیر افتاده عصفورم ۷

خیز و از خاک راه میخواران
سرمه ای کن بدیده کورم ۸

این هوسناکیم که در سر هست
آخر ازعشق میکند دورم ۹

عذر میخواهمت زبوالهوسی
داری ایعشق گر تو معذورم ۱۰

نافه بگشا صبا از آن سر زلف
زآنکه به گشته زخم ناسورم ۱۱

آتشی زن زعشق برجانم
تازه کن آن تجلی طورم ۱۲

آن بهشتم بیار در مجلس
که رهانی زجنت و حورم ۱۳

شیخ را گر غرور از عمل است
من زعفو کریم مغرورم ۱۴

من آشفته مدح حیدر و آل
که جز این کار نیست مقدورم ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۸۴ - همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۶ - شور از آن لعل پرشکر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.