هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او خود را سوخته‌ای می‌داند که در راه عشق به شمع سحرگاه تبدیل شده است. از همنشینی با اغیار رنج می‌برد و درد عشق را همچون ایوب احساس می‌کند. در نهایت، خود را سگ درگاه علی می‌داند و از این که در راه عشق، دین و دل داده است، سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به درستی درک شوند.

شماره ۶۸۴ - همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم

همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
کز مه خرگهی خویشتن آگاه شدم ۱

تو نسیم سحری آگهیت هست زمن
که من سوخته ات شمع سحرگاه شدم ۲

گفتم از آه من این خیمه نیلی برپاست
ماه میگفت منش قبه خرگاه شدم ۳

تا مگر راه برم در خم آنزلف سیاه
خود زسر تا بقدم همروش آه شدم ۴

شیخ شد هم سفر و برد سوی صومعه ام
دو قدم همره او رفتم و گمراه شدم ۵

رنج کرمان دهدم صحبت اغیار بدل
همچو ایوب زدرد غمت آگاه شدم ۶

پاسبان کرد گمانم که سگ کوی ویم
بس که من در سر کویش گه و بیگاه شدم ۷

تا کجا خیمه زدی کت نبود نام و نشان
که زماهی بطلب بر زبر ماه شدم ۸

دین و دل داده پی عشق بتان آشفته
من چرا مشتری این غم جانکاه شدم ۹

سگ اصحاب رقیم ارچه بخود میبالد
فمر من این که علی را سگ درگاه شدم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۸۳ - نغمات عجب زند تارم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۵ - همتی ساقیا که مخمورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.