هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود میگوید و تأکید میکند که هرگز به دیگری نظر نخواهد داشت. او از تغافل معشوق شکایت دارد و میخواهد که با جواب یا عتابش، او را نوازش کند. شاعر همچنین از رازداری و حفظ اسرار عشقش سخن میگوید و عشق خود را به علی(ع) نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و برخی اشارات عرفانی و مذهبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۲۰ - با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم
با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم
از تو حاشا که نظر بر دگری پردازم ۱
من همه عمر بگویم که تو بی انبازی
مدعی نیز در این قول بود انبازم ۲
آید از باغ و هم آواز شود با من مست
منم آن صعوه که بگرفته بچنگل بازم ۳
تا بکی چند تغافل کنی ای مایه ناز
بجواب و بعتابی بکش و بنوازم ۴
خواهد ار راز دلم گفت بدفتر خامه
من زبانش ببرم تا که نگوید رازم ۵
بود چون چاشنی عشق تو اندر سخنم
زان باهواز شکر میرود از شیرازم ۶
دل آشفته سراپرده مهر علیست
باید از مدعیان خانه جان پردازم ۷
از تو حاشا که نظر بر دگری پردازم ۱
من همه عمر بگویم که تو بی انبازی
مدعی نیز در این قول بود انبازم ۲
آید از باغ و هم آواز شود با من مست
منم آن صعوه که بگرفته بچنگل بازم ۳
تا بکی چند تغافل کنی ای مایه ناز
بجواب و بعتابی بکش و بنوازم ۴
خواهد ار راز دلم گفت بدفتر خامه
من زبانش ببرم تا که نگوید رازم ۵
بود چون چاشنی عشق تو اندر سخنم
زان باهواز شکر میرود از شیرازم ۶
دل آشفته سراپرده مهر علیست
باید از مدعیان خانه جان پردازم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۹ - خواهی که بخاک ره بمیرم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۱ - منکه در میکده منزل بود از آغازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.