هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق نافرجام خود میگوید. او از سوختن مانند شمع، تحمل تیرهای ملامت، و یاد همیشگی معشوق سخن میگوید. همچنین، از تأثیر زیباییهای معشوق مانند زلف او بر خود یاد میکند و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند او را از عشقش بازدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۷۲۳ - شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
که خود چو شمع بسوزم که تا رسد روزم ۱
گر از کمان ملامت زنند صد تیرم
گمان مبر که زروی تو دیده بردوزم ۲
مباد یاد سر زلف تو رود زسرم
بدیده دو کشم گر چو شمع میسوزم ۳
از آتش رخ مغبچه ای بخواهد سوخت
هزار خرمن تقوی اگر براندوزم ۴
تو آب میزدی ای چشم تر بر آتش دل
خبر نداشتی از آه آتش افروزم ۵
بزیر زلف شکن در شکن بناگوشت
نمود در شب یلدا صباح نوروزم ۶
حدیث زلف تو آشفته میکند تحریر
چه شکرهاست در این شب زبخت فیروزم ۷
که خود چو شمع بسوزم که تا رسد روزم ۱
گر از کمان ملامت زنند صد تیرم
گمان مبر که زروی تو دیده بردوزم ۲
مباد یاد سر زلف تو رود زسرم
بدیده دو کشم گر چو شمع میسوزم ۳
از آتش رخ مغبچه ای بخواهد سوخت
هزار خرمن تقوی اگر براندوزم ۴
تو آب میزدی ای چشم تر بر آتش دل
خبر نداشتی از آه آتش افروزم ۵
بزیر زلف شکن در شکن بناگوشت
نمود در شب یلدا صباح نوروزم ۶
حدیث زلف تو آشفته میکند تحریر
چه شکرهاست در این شب زبخت فیروزم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۲ - عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۴ - ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.