هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان عشق و شیفتگی خود به معشوق می‌پردازد و از فداکاری‌ها و رنج‌هایی که در این راه متحمل می‌شود سخن می‌گوید. او خود را مانند پروانه‌ای می‌داند که به دور شمع می‌گردد و می‌سوزد، اما از این عشق دست نمی‌کشد. شاعر از ذکر معشوق در لحظات سخت و پناه بردن به عشق او برای آرامش سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.

شماره ۷۵۱ - من عاشق بتانم و این کار میکنم

من عاشق بتانم و این کار میکنم
بر کار عاشقان زچه انکار میکنم ۱

گر عندلیب راست بگل هفته حدیث
من عمر صرف آن گل رخسار میکنم ۲

من مرغ وحشی و بکسم هیچ انس نیست
خود را بدام عشق گرفتار میکنم ۳

پروانه ام گریز ندارم زروی شمع
میسوزم و دو دیده بدیدار میکنم ۴

هرچ افتد بدست اگر سر و گر که جان
میگیریم و نثار ره یار میکنم ۵

هرگه که تلخ میشودم کام از فراق
ذکر لب و دهان تو تکرار میکنم ۶

عشق تو آتشی بنهان زد بجان من
بر من مگیر خرده گر اظهار میکنم ۷

آشفته ما و حلقه زنار زلف دوست
بس سبحه ها که بر سر زنار میکنم ۸

از منجنیق چرخ گر آمد هزار سنگ
جا در پناه خانه خمار میکنم ۹

میگیرم از علی دو سه جام از شراب عشق
سرمست جا بمخزن اسرار میکنم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۵۰ - چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۲ - مرده گان را از دم عیسی حیاتی تازه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.