هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از روزگار گذشته و نعمتهایی که داشته یاد میکند، مانند باغی پر از گل و بلبل، آشیان و همراهانی که با او همزبانی میکردند. او از جوانی و شادابی گذشته میگوید و آرزو میکند که ای کاش همچنان آن نعمتها را داشت. همچنین، از رازهای نهان و دلتنگیهایش سخن میگوید و گاهی به عشق و وصال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای بهکار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۷۵۸ - گلعذاران گلستانی داشتم
گلعذاران گلستانی داشتم
بلبلان من هم فغانی داشتم ۱
برق میآید بطوف بوستان
کاش منهم آشیانی داشتم ۲
وصف میکردیم هر یک از گلی
از هزاران هم زبانی داشتم ۳
بی سبب پیرم مبین ای باغبان
در چمن نخل جوانی داشتم ۴
گر براه مصر بودم در طلب
یوسفی در کاروانی داشتم ۵
ناله گر میکردم از ناسور دل
طره عنبر فشانی داشتم ۶
میزدم گر لاف مردی در مصاف
زابرویش تیر و کمانی داشتم ۷
داشت از راز نهان من خبر
چون صبا تا راز دانی داشتم ۸
شب بخلوت پیش شمع انجمن
گفتم ار راز نهانی داشتم ۹
تا که زد مهر خموشی بر لبم
دوستان منهم زبانی داشتم ۱۰
گر عنان گیرم زترکی کج کلاه
کج کله چابک عنانی داشتم ۱۱
گاه بودم در وصال و گه بهجر
هم بهار و هم خزانی داشتم ۱۲
گر روان میشد زچشمم جوی خون
جلوه سرو روانی داشتم ۱۳
بلبلان من هم فغانی داشتم ۱
برق میآید بطوف بوستان
کاش منهم آشیانی داشتم ۲
وصف میکردیم هر یک از گلی
از هزاران هم زبانی داشتم ۳
بی سبب پیرم مبین ای باغبان
در چمن نخل جوانی داشتم ۴
گر براه مصر بودم در طلب
یوسفی در کاروانی داشتم ۵
ناله گر میکردم از ناسور دل
طره عنبر فشانی داشتم ۶
میزدم گر لاف مردی در مصاف
زابرویش تیر و کمانی داشتم ۷
داشت از راز نهان من خبر
چون صبا تا راز دانی داشتم ۸
شب بخلوت پیش شمع انجمن
گفتم ار راز نهانی داشتم ۹
تا که زد مهر خموشی بر لبم
دوستان منهم زبانی داشتم ۱۰
گر عنان گیرم زترکی کج کلاه
کج کله چابک عنانی داشتم ۱۱
گاه بودم در وصال و گه بهجر
هم بهار و هم خزانی داشتم ۱۲
گر روان میشد زچشمم جوی خون
جلوه سرو روانی داشتم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۷ - چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۹ - چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.