هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق نافرجام مینالد. او خود را به بلبلی تشبیه میکند که گلزارش به یغما رفته و در آتش عشق و سودا میسوزد. شاعر از ساقی میخواهد تا با شراب، او را از هوش ببرد تا بتواند از درد فراق رهایی یابد. او از کعبه دل و یاد معشوق میگوید و بیان میکند که حتی در حریم کعبه نیز آرامش ندارد. در نهایت، شاعر ترجیح میدهد با سگی همدم باشد تا با تخت جم و قیصر.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشارهی غیرمستقیم به مصرف شراب ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۷۹۹ - گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم
گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم
بر آتش دیگدان دارم کجا از جوش بنشینم ۱
منم آن بلبل شیدا که گلزارم شده یغما
بگو خود ایگل رعنا که چون خاموش بنشینم ۲
بود تا هوشم اندر سر از این سودا بجوشد دل
کرم کن ساقیا رطلی که تا مدهوش بنشینم ۳
کنم چون نی همی ناله بنوشم خون دل چون می
چو بی روی تو یکشب من بنای و نوش بنشینم ۴
مرا نار هوا در دل مرا سودای تو بر سر
سراپایم گرفت آتش کجا از جوش بنشینم ۵
حریم کعبه دل را مقیم آستانستم
بیادت چند در این کشور مغشوش بنشینم ۶
زشوق حلقه گیسوی تو رفتم سوی کعبه
بمحراب از برای قبله ابروش بنشینم ۷
نیارم سر فرود آشفته بر تخت جم و قیصر
اگر با آن سگ کو دست در آغوش بنشینم ۸
در میخانه رحمت بود خاک نجف ایدل
بود با آن سگ کو یکدمک همدوش بنشینم ۹
بر آتش دیگدان دارم کجا از جوش بنشینم ۱
منم آن بلبل شیدا که گلزارم شده یغما
بگو خود ایگل رعنا که چون خاموش بنشینم ۲
بود تا هوشم اندر سر از این سودا بجوشد دل
کرم کن ساقیا رطلی که تا مدهوش بنشینم ۳
کنم چون نی همی ناله بنوشم خون دل چون می
چو بی روی تو یکشب من بنای و نوش بنشینم ۴
مرا نار هوا در دل مرا سودای تو بر سر
سراپایم گرفت آتش کجا از جوش بنشینم ۵
حریم کعبه دل را مقیم آستانستم
بیادت چند در این کشور مغشوش بنشینم ۶
زشوق حلقه گیسوی تو رفتم سوی کعبه
بمحراب از برای قبله ابروش بنشینم ۷
نیارم سر فرود آشفته بر تخت جم و قیصر
اگر با آن سگ کو دست در آغوش بنشینم ۸
در میخانه رحمت بود خاک نجف ایدل
بود با آن سگ کو یکدمک همدوش بنشینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۸ - بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۰ - نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.