هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شوق به معشوق و وابستگی به او سخن میگوید. همچنین، به مدح حیدر (امام علی) پرداخته و از یار و ساقی برای رفع پردههای غم و آشفتگی درخواست کمک میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به درک نسبی از شعر کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۸۰۶ - تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد
تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد
از حرم شوق تو کرده است عنان معطوفم ۱
گفتم آشفته برو از خم زلفش بیرون
گفت حاشا که گذارم وطن مألوفم ۲
منکه وقف است زبانم بمدیح حیدر
حاش لله که کس این کار کند موقوفم ۳
یار در پرده و ساقی بده آن جام صفا
شاید از لطف تو این پرده شود مکشوفم ۴
از حرم شوق تو کرده است عنان معطوفم ۱
گفتم آشفته برو از خم زلفش بیرون
گفت حاشا که گذارم وطن مألوفم ۲
منکه وقف است زبانم بمدیح حیدر
حاش لله که کس این کار کند موقوفم ۳
یار در پرده و ساقی بده آن جام صفا
شاید از لطف تو این پرده شود مکشوفم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۵ - ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
گوهر بعدی:شماره ۸۰۷ - چنان بطره لیلای خویش مفتونم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.