هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق و ارادت خود به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) میپردازد. او حاضر است تمام نمادهای دنیوی و حتی مذهبی (خرقه، دفتر، سبحه، زنار) را برای این عشق بسوزاند و رها کند. شاعر از مستی و وجد سخن میگوید و آرزو میکند تا در مسیر عشق، حتی از دوزخ نیز نجات یابد. این متن سرشار از تصاویر شاعرانه و عرفانی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و میکده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب تلقی شود.
شماره ۸۱۹ - بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم ۱
بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست نشناسم
بسازم ساز صلح کل و از پیکار برخیزم ۲
زلطف ای شاخ طوبی بر سر من سایه ای افکن
که از وجد و شعف از سایه دیوار برخیزم ۳
بکن در میکده خاکم که وقت نفخ صور از جا
چو گرد از آستان خانه خمار برخیزم ۴
بدوزخ چون بری آشفته را با مهر حیدر بر
که با دامان پرگل چون خلیل از نار برخیزم ۵
بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم ۱
بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست نشناسم
بسازم ساز صلح کل و از پیکار برخیزم ۲
زلطف ای شاخ طوبی بر سر من سایه ای افکن
که از وجد و شعف از سایه دیوار برخیزم ۳
بکن در میکده خاکم که وقت نفخ صور از جا
چو گرد از آستان خانه خمار برخیزم ۴
بدوزخ چون بری آشفته را با مهر حیدر بر
که با دامان پرگل چون خلیل از نار برخیزم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۸ - بغیر دست دل خود که بود بر دستم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۰ - گمان کردم که درهجرت شبی خاموش بنشینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.