هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که دل به معشوقی داده و از عشق و بندگی او سخن می‌گوید. شاعر از فراق و هجران شکایت دارد و خود را در راه عشق فداکار و صبور می‌داند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فقر، درویشی و وابستگی به خداوند دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به دانش پایه‌ای از ادبیات فارسی دارد.

شماره ۸۲۴ - بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم

بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم
صلیب رشته تسبیح زاهد رفته از یادم ۱

مرا زاین بستگی بس فخر بر آزادگان باشد
مباد آندم که بگشاید زرحمت پای صیادم ۲

نیم خسرو که گر شیرین نباشد شکری جویم
مقیم بیستون عشق پابرجای فرهادم ۳

زآب دیده آتش زد بخاکم بخت وارونم
شدم چون کوه وهجر تو چو کاهی داد بر بادم ۴

زبس شاگردی عشقت بمکتب خانه ها کردم
بدرس عشق چون مجنون بعصر خویش استادم ۵

زموج اشک پی در پی گسسته لنگر صبرم
سکون در دل کجا ماند که بر آبست بنیادم ۶

مناز ای باغبان از سرو آزادت نیم قمری
که من با بندگی قامتش از سرو آزادم ۷

بکوثر نیستم محتاج و تشنه نیستم فردا
بکوی میفروشان تا که کرده خضر ارشادم ۸

زهول عرصه محشر ندارم اضطراب ایدل
کند پیر خرابات ار بیکجرعه می امدادم ۹

ثناخوان علی آشفته و درویش مدحت گر
گدای درگه حیدر نه ابدال و نه اوتادم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.