هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات پرشور و دیوانگی خود در عشق سخن می‌گوید. او از بیگانگی با آشنایان، از دست دادن تسبیح و زنار (نمادهای دینی)، و تمایل به پروانه‌وار سوختن در آتش عشق می‌گوید. همچنین از خمار، شراب، و هیجان‌های عاشقانه یاد می‌کند و در نهایت به ضعف خود در برابر این احساسات اعتراف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده، اشاره به شراب و مفاهیم عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نامناسب باشد.

شماره ۸۲۶ - زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم

زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم
بجانم زآشنائیها سر بیگانگی دارم ۱

نه دیر و نه حرم تسبیح و زنارم زکف رفته
بشمع که نمیدانم سر پروانگی دارم ۲

برآنم تا نهم زنجیر زلف آن پری از کف
کنید آماده زنجیرم سر دیوانگی دارم ۳

خمار آلوده بودم خواستم پیمانه از ساقی
لب میگون او گفتا شراب خانگی دارم ۴

نظر بر شاهد و دل پیش ساقی گوش بر مطرب
حکیما خود بگو کی قوه فرزانگی دارم ۵

شدم آشفته همسایه بعشق خانه سوز امشب
منم آن خس که با شعله سر هم خوابگی دارم ۶

مگر دست خدا برهاندم زین آتش سوزان
و گرنه من کجا آن قدرت مردانگی دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۵ - ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
گوهر بعدی:شماره ۸۲۷ - تا کرد ادیب عشق یک نکته مرا تعلیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.