هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به ستایش شراب و معشوق می‌پردازد و از لحظات عاشقانه و حالات روحانی سخن می‌گوید. شاعر از وصل یار، لذت نوشیدن شراب، و سوختن در عشق معشوق سخن می‌گوید و بر اهمیت دم غنیمت شمردن تأکید دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌های مستقیم به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی نیازمند درک و بلوغ فکری مناسب است.

شماره ۸۴۷ - شب وصلست بیا باده بساغر فکنیم

شب وصلست بیا باده بساغر فکنیم
خانه خلد است بساغر می کوثر فکنیم ۱

دم غنیمت شمر این دم که لبت بر لب اوست
عیش این دم زچه رو بر دم دیگر فکنیم ۲

زان دهان شکرین حرف مکرر گوئیم
آتشی بر جگر قند مکرر فکنیم ۳

خال مشکین تو بر مجمر رخ میسوزد
کو سپندی که بشکرانه بمجمر فکنیم ۴

تا دم نشتر مژگان تو خونریز شده
تا رگ دیده همه بر دم نشتر فکنیم ۵

شاید اختر شمرم خوانی و از اهل رسد
بسکه از نوک مژه کو لب و اختر فکنیم ۶

بی تو لطفی نبود خوابگه دیبا را
خار و خاشاک همان به که ببستر فکنیم ۷

وه که هر لحظه شود زردی رخسار فزون
بی لبت هر چه بساغر می احمر فکنیم ۸

گر نیائی تو بوعده بسر بالینم
داوری از تو همان به که بداور فکنیم ۹

عار داری اگر از بنده گی آشفته
خویشتن را بدر خواجه قنبر فکنیم ۱۰

پرده باده کشان گر بدری ای زاهد
پرده از کار تو در هر دو جهان برفکنیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۶ - چندان بکویت ما پا فشردیم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۸ - بتا از غمزه کافر ربودی چون دل و دینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.