هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق و وفاداری بیحد خود به معشوق میپردازد. او از فداکاریهای خود سخن میگوید، حتی اگر مورد بیمهری قرار گیرد. شاعر خود را از سگان معشوق میداند و از عصیان و گناهان خود نیز یاد میکند، اما در نهایت به دنبال رحمت و بخشش است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به توضیح داشته باشند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۸۴۶ - چندان بکویت ما پا فشردیم
چندان بکویت ما پا فشردیم
تا سر باخلاص آنجا سپردیم ۱
طوق سگانت کرده بگردون
خود را به تلبیس زآنها شمردیم ۲
گر بود عقلی و ربود دینی
بالجمله پیشت تسلیم کردیم ۳
گر فحش گفتی کردم دعایت
گر زهر دادی چون قند خوردیم ۴
ساقی زرحمت دریاب دریاب
گر صاف نبود ممنون دردیم ۵
در پیش تو غیر تا جان فدا کرد
ار رشک خجلت صد بار مردیم ۶
ما را عمل نیست آشفته مطلق
یک کوه عصیان همراه بردیم ۷
ای نور سرمد ای صهر احمد
ما از سگانت خود را شمردیم ۸
تا سر باخلاص آنجا سپردیم ۱
طوق سگانت کرده بگردون
خود را به تلبیس زآنها شمردیم ۲
گر بود عقلی و ربود دینی
بالجمله پیشت تسلیم کردیم ۳
گر فحش گفتی کردم دعایت
گر زهر دادی چون قند خوردیم ۴
ساقی زرحمت دریاب دریاب
گر صاف نبود ممنون دردیم ۵
در پیش تو غیر تا جان فدا کرد
ار رشک خجلت صد بار مردیم ۶
ما را عمل نیست آشفته مطلق
یک کوه عصیان همراه بردیم ۷
ای نور سرمد ای صهر احمد
ما از سگانت خود را شمردیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - ما گدایان در میخانه ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - شب وصلست بیا باده بساغر فکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.