هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. شاعر از نالههایش برای رسیدن به معشوق، زیباییهای او مانند زلف و ابرو، و ناامیدیهایش در راه عشق میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند سجده به آفتاب به عنوان نمادی از جمال الهی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۸۶۶ - ایکه بجاه و منزلت ره نبرد خیال من
ایکه بجاه و منزلت ره نبرد خیال من
از خم زلف مو بمو باز بپرس حال من ۱
ناله زیر و بم کشم تا که رسد بگوش تو
تا که چو چنگ میدهد زلف تو گوشمال من ۲
عید کنند خلق اگر در مه روزه از هلال
عید منست روی تو ابروی تو هلال من ۳
زهره بمشتری قران گرچه بسی کند ولی
سعد نه تا نشد به تو نوبت اتصال من ۴
راند بکام دشمنان دوست مر او ریخت خون
گو بنشین و عیش کن دشمن بدسگال من ۵
گفتم جان بکف روم تا که بدستش آورم
وصل تو محتمل نشد با همه احتمال من ۶
آشفته آفتاب را سجده مکن که گویدم
عکس علی عیان شود زآینه جمال من ۷
از خم زلف مو بمو باز بپرس حال من ۱
ناله زیر و بم کشم تا که رسد بگوش تو
تا که چو چنگ میدهد زلف تو گوشمال من ۲
عید کنند خلق اگر در مه روزه از هلال
عید منست روی تو ابروی تو هلال من ۳
زهره بمشتری قران گرچه بسی کند ولی
سعد نه تا نشد به تو نوبت اتصال من ۴
راند بکام دشمنان دوست مر او ریخت خون
گو بنشین و عیش کن دشمن بدسگال من ۵
گفتم جان بکف روم تا که بدستش آورم
وصل تو محتمل نشد با همه احتمال من ۶
آشفته آفتاب را سجده مکن که گویدم
عکس علی عیان شود زآینه جمال من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۵ - ما زآزادگان پادشهیم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۷ - چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.