هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق شدید و جنونآمیز سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق (لیلی) و تأثیر عمیق آن بر روح و جان خود مینویسد. او از درد فراق و سوز عشق میگوید و اشارهای به داستانهای عاشقانه مانند یوسف و یعقوب دارد. در پایان، شاعر به قدرت عشق و ناتوانی پزشکان در درمان آن اشاره میکند و تنها علی (ع) را قادر به درمان این سودا میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۷۲ - گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون
گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون
زآنکه دوشم خیمه زد لیلی بصحرای درون ۱
اشگ یعقوب از هوای یوسف آمد سوی مصر
آب رود نیل اندر چشم قبطی کرد خون ۲
سوز عشقت جا گرفت در درون جان من
وین نخواهد رفت از دل تا نیاید جان برون ۳
تو کشی صهبای گلرنگ از ایاغ مدعی
من خورم از خون دل هر شب شراب لاله گون ۴
تیر افکندی بمن آمند غلط بر جان غیر
وین نمی بینم مگر از تیره بخت واژگون ۵
میکند آشفته گر زنجیر مجنون را علاج
تو اسیر زلف یاری و جنونت شد فزون ۶
دفع این سودا نباید از طبیبان جهان
جز علی کاندر کف او بود امر کاف و نون ۷
عشق بنشاند بدل بیخ هوس را برکند
زانکه او دانا بود بر علم ما کان و یکون ۸
تا که زنجیر جنون شد طره طرار او
ما بدل کردیم عقل خویشتن را بر جنون ۹
زآنکه دوشم خیمه زد لیلی بصحرای درون ۱
اشگ یعقوب از هوای یوسف آمد سوی مصر
آب رود نیل اندر چشم قبطی کرد خون ۲
سوز عشقت جا گرفت در درون جان من
وین نخواهد رفت از دل تا نیاید جان برون ۳
تو کشی صهبای گلرنگ از ایاغ مدعی
من خورم از خون دل هر شب شراب لاله گون ۴
تیر افکندی بمن آمند غلط بر جان غیر
وین نمی بینم مگر از تیره بخت واژگون ۵
میکند آشفته گر زنجیر مجنون را علاج
تو اسیر زلف یاری و جنونت شد فزون ۶
دفع این سودا نباید از طبیبان جهان
جز علی کاندر کف او بود امر کاف و نون ۷
عشق بنشاند بدل بیخ هوس را برکند
زانکه او دانا بود بر علم ما کان و یکون ۸
تا که زنجیر جنون شد طره طرار او
ما بدل کردیم عقل خویشتن را بر جنون ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۱ - ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من
گوهر بعدی:شماره ۸۷۳ - نیمه شب ای برق آه من شرری زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.