هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر درد دوری از معشوق و التماس برای بازگشت و وفاداری اوست. شاعر از معشوق میخواهد که به عهد خود وفا کند، او را به یاد آورد، و با لطف خودش درمانگر دردهایش باشد. همچنین، از معشوق میخواهد که مانند عیسی با دم خود مردهها را زنده کند و از کرمش بهرهمندشان سازد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عرفانی و عاشقانهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند وفاداری، رحمت و عشق الهی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۸۸۵ - فحشی زلبت تو وقف ما کن
فحشی زلبت تو وقف ما کن
درد دل بیدوا دوا کن ۱
گفتی شب وصل ریزمت خون
بازآی بعهد خود وفا کن ۲
توروز و شبان بیاد غیری
روزی بغلط تو یاد ما کن ۳
ما را بکمند خویش بگذار
هر صید که باشدت رها کن ۴
در بر رخ مدعی فروبند
ازدل گر هم زلطف وا کن ۵
بیگانه هلاک خویش مپسند
این رحم بخویش و آشنا کن ۶
عشق تو بلا و ما ذلیلت
ما را ببلات مبتلا کن ۷
ای آنکه قدر بگفته تست
تبدیل بگفتنی قضا کن ۸
آشفته اگرچه زاشقیا شد
او را بنظر زاولیا کن ۹
بگشای تو لعل عیسوی دم
بر مرده از کرم دعا کن ۱۰
زیرا که تو دست ذوالجلالی
ما را بجز از خدا جدا کن ۱۱
درد دل بیدوا دوا کن ۱
گفتی شب وصل ریزمت خون
بازآی بعهد خود وفا کن ۲
توروز و شبان بیاد غیری
روزی بغلط تو یاد ما کن ۳
ما را بکمند خویش بگذار
هر صید که باشدت رها کن ۴
در بر رخ مدعی فروبند
ازدل گر هم زلطف وا کن ۵
بیگانه هلاک خویش مپسند
این رحم بخویش و آشنا کن ۶
عشق تو بلا و ما ذلیلت
ما را ببلات مبتلا کن ۷
ای آنکه قدر بگفته تست
تبدیل بگفتنی قضا کن ۸
آشفته اگرچه زاشقیا شد
او را بنظر زاولیا کن ۹
بگشای تو لعل عیسوی دم
بر مرده از کرم دعا کن ۱۰
زیرا که تو دست ذوالجلالی
ما را بجز از خدا جدا کن ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۴ - دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن
گوهر بعدی:شماره ۸۸۶ - مبند الفت دلا با ماه رویان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.