هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و به زیباییها و فتنههای معشوق اشاره دارد. شاعر از تلخیها و شیرینیهای عشق میگوید و اینکه گریزی از این احساسات نیست. همچنین، به مفاهیمی مانند فتنهانگیزی، خونریزی عشق، و وابستگی به معشوق پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی عبارات مانند «فتنه برانگیختن» و «خونریختن» ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۸۹۷ - تابکی ایچشم مست فتنه برانگیختن
تابکی ایچشم مست فتنه برانگیختن
دست نگارین بس است از پی خونریختن ۱
خون خود آخر بخاک بر درت آمیختم
با تو میسر نشد گرچه برآمیختن ۲
توسن نازت چو شد رام بمیدان حسن
گرد زهستی خلق بایدت انگیختن ۳
چشم تو بست از مژه راه باهل نظر
جز بخم زلف تو کو ره بگریختن ۴
تلخی دشنام تو زانلب شیرین عطاست
چاره سودائیان گلشکر آمیختن ۵
هر که چو آشفته کرد بیم زچاه ذقن
در خم زلفین تو بایدش آویختن ۶
دست نگارین بس است از پی خونریختن ۱
خون خود آخر بخاک بر درت آمیختم
با تو میسر نشد گرچه برآمیختن ۲
توسن نازت چو شد رام بمیدان حسن
گرد زهستی خلق بایدت انگیختن ۳
چشم تو بست از مژه راه باهل نظر
جز بخم زلف تو کو ره بگریختن ۴
تلخی دشنام تو زانلب شیرین عطاست
چاره سودائیان گلشکر آمیختن ۵
هر که چو آشفته کرد بیم زچاه ذقن
در خم زلفین تو بایدش آویختن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۶ - ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان
گوهر بعدی:شماره ۸۹۸ - نسزد بباد دادن خم زلف عنبر افشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.