هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه، به ستایش عشق الهی و ولایت حضرت علی(ع) میپردازد. شاعر خود را پیر خرابات معرفی میکند و از مستی عشق الهی سخن میگوید. او زهد و ریاضت را در برابر عشق الهی ناچیز میشمرد و معتقد است حقیقت در میخانه عشق یافت میشود. همچنین، به مقام والای حضرت علی(ع) اشاره دارد و او را بحر ولایت میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند میخانه و مستی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۹۶۷ - بنده پیر خراباتم و پیمانه او
بنده پیر خراباتم و پیمانه او
که پناه فلک آمد در میخانه او ۱
حاش لله که رود مستی عشقش از سر
هر که نوشید چو ما باده زپیمانه او ۲
من بپای خم اگر خاک نشینم چه عجب
سجده گاه ملکوت آمده خمخانه او ۳
سبحه زاهد و زنار مغان تاج ملوک
همه وقف است بخاک در میخانه او ۴
چشم زهاد بود بر عمل و مستان را
گوش اندر ره الطاف کریمانه او ۵
اگرت آرزوی نکته توحید بود
بشنو وقت سحر نعره مستانه او ۶
شاهی کون و مکان را بگدائی بخشد
بلکه امکان بود از همت مردانه او ۷
واجبش خواند گروهی و گروهی ممکن
عقل حیران شده آشفته در افسانه او ۸
کیست آن بحر ولایت علی آن کاو زشرف
یازده در ثمین آمده دردانه او ۹
شاید آن گنج نهان جای بویرانه کند
دل سودازده گان آمده ویرانه او ۱۰
که پناه فلک آمد در میخانه او ۱
حاش لله که رود مستی عشقش از سر
هر که نوشید چو ما باده زپیمانه او ۲
من بپای خم اگر خاک نشینم چه عجب
سجده گاه ملکوت آمده خمخانه او ۳
سبحه زاهد و زنار مغان تاج ملوک
همه وقف است بخاک در میخانه او ۴
چشم زهاد بود بر عمل و مستان را
گوش اندر ره الطاف کریمانه او ۵
اگرت آرزوی نکته توحید بود
بشنو وقت سحر نعره مستانه او ۶
شاهی کون و مکان را بگدائی بخشد
بلکه امکان بود از همت مردانه او ۷
واجبش خواند گروهی و گروهی ممکن
عقل حیران شده آشفته در افسانه او ۸
کیست آن بحر ولایت علی آن کاو زشرف
یازده در ثمین آمده دردانه او ۹
شاید آن گنج نهان جای بویرانه کند
دل سودازده گان آمده ویرانه او ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۶ - شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو
گوهر بعدی:شماره ۹۶۸ - بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.