هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و دوری معشوق می‌نالد و بیان می‌کند که بدون او در آشفتگی و ناراحتی به سر می‌برد. او از آتش عشق و رنج هجران سخن می‌گوید و با وجود تلخی این دوری، همچنان به یاد معشوق است. معشوق نیز با بی‌تفاوتی پاسخ می‌دهد که از این آشفتگی خوشحال است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۹۶۸ - بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو

بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
تو خوش به بزم رقیبان و ناخوشم بی تو ۱

تو آتشی زده ای بر عذرا از می غیر
چو زلف و خال نکویان در آتشم بی تو ۲

اگر چه زهر مذابست بی تو مینوشم
و گرچه باده کوثر نمی چشم بی تو ۳

زبیم آنکه شود برق و آیدت زقفا
گمان مدار که من آه بر کشم بی تو ۴

بگفتمش که زهجر تو من پریشانم
جواب داد که آشفته من خوشم بی تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۶۷ - بنده پیر خراباتم و پیمانه او
گوهر بعدی:شماره ۹۶۹ - این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.