هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی، و مستی معنوی سخن می‌گوید. شاعر از زاهد می‌خواهد تا از مسجد به میخانه برود و با نور عشق، وجود خود را روشن کند. در این مسیر، عقل و سودجویی جای خود را به مستی و بی‌خویشی می‌دهد. همچنین، اشاره‌ای به عشق علی(ع) و تأثیر آن بر شور درونی شاعر شده است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و می‌نوشی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر بدون راهنمایی مناسب، قابل درک نباشد یا برداشت نادرستی از آن شود.

شماره ۱۰۰۵ - بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه

بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه
که از نورش کنی چون طور روشن صحن کاشانه ۱

در آن موقف که ساقی ساغر توحید میبخشد
توهم جامی بزن کز خویش خواهی گشت بیگانه ۲

زبان عقل و سود عشق بر مستان بود واضح
تو هم بهر زیان و سود عاقل باش و فرزانه ۳

زهی بزمی که روشن گشته از نور مه ساقی
که شمع خاوری در پیش شمع اوست پروانه ۴

بود تا سر سودای بتان اندر سویدایم
بگوش من نخواهد رفت ناصح پند دانانه ۵

بیا از خانقه بیرون بهل افسانه و افسون
که جز پیر مغان دیگر ندیدم مرد و مردانه ۶

بخم بنشین چو می تا صاف گردد درد عقل تو
فلاطون کسب حکمت کرد از مستان دیوانه ۷

بجز شور علی آشفته نبود در دماغ من
مرا از کاسه سر عشق تا بگشود دندانه ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۴ - شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۶ - ارغوان است که با غالیه آمیخته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.