هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید. او از چشم‌های سیاه و موهای مشکی معشوق که مانند فتنه‌ای شهر را به آشوب کشیده، یاد می‌کند. شاعر از عشق و دل‌بستگی خود به معشوق می‌گوید و از این که نام دیگران با یاد لب شیرین معشوق آمیخته شده، اظهار ناراحتی می‌کند. در پایان، شاعر به عظمت و جلال معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که حتی جبرئیل نیز نمی‌تواند به این اوج برسد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد.

شماره ۱۰۰۶ - ارغوان است که با غالیه آمیخته ای

ارغوان است که با غالیه آمیخته ای
یا که بر برگ سمن سنبل تر ریخته ای ۱

شهر برهم زده آشوب دو چشم سیهت
این چه فتنه است ندانم که برانگیخته ای ۲

نیست در طره خوبان بجز از فکر خطا
تا کی ایدل تو در این سلسله آویخته ای ۳

نام اغیار شده ذکر لب شیرینت
این چه نوش است که با نیش درآمیخته ای ۴

لاجرم مردم چشمان تو بیمار بماند
بسکه مشک از خم زلفین سیه بیخته ای ۵

مظهر نور علی گرنه ای فتنه شهر
زابروان تیغ دودم از چه برآهیخته ای ۶

راه بر اوج جلالش نبری آشفته
گرچه جبریل شوی بال فروریخته ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۵ - بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۷ - با سپاه مژه از قتل که باز آمده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.