هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، درد فراق و عشق را با تصاویر زیبا و استعاری مانند شمع، پروانه، اشک و لاله بیان میکند. شاعر از سوختن در آتش عشق و حرمان میگوید و از رنج هجران و اشکهای بیپایان سخن میراند. در نهایت، به امید رحمت و وصال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۱۰۳۰ - جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
تنها نه تن که در بدنم جان گداخته ۱
بگداخت جان بجسمم و بس خوش دلم که هست
خالص زری کز آتش سوزان گداخته ۲
پروانه سوخت زآتش دیدار و دم نزد
افسوس از آن که از تف حرمان گداخته ۳
از چاک سینه جست زبس آه شعله دار
سر همچو شمع تا بگریبان گداخته ۴
شد همچو زیب چشم و فرو ریخت از مژه
کاندر چراغ در شب هجران گداخته ۵
اشکم گداخت در صدف دیده ایعجب
لؤلؤ که دیده در دل عمان گداخته ۶
خود از کجا همی جهد این برق خانه سوز
کز او تمام دشت و بیابان گداخته ۷
خون است لاله سربسر اما نمیچکد
خونش بدل زداغ گلستان گداخته ۸
تو آبشار رحمت و ساقی کوثری
آشفته ات زتابش نیران گداخته ۹
تنها نه تن که در بدنم جان گداخته ۱
بگداخت جان بجسمم و بس خوش دلم که هست
خالص زری کز آتش سوزان گداخته ۲
پروانه سوخت زآتش دیدار و دم نزد
افسوس از آن که از تف حرمان گداخته ۳
از چاک سینه جست زبس آه شعله دار
سر همچو شمع تا بگریبان گداخته ۴
شد همچو زیب چشم و فرو ریخت از مژه
کاندر چراغ در شب هجران گداخته ۵
اشکم گداخت در صدف دیده ایعجب
لؤلؤ که دیده در دل عمان گداخته ۶
خود از کجا همی جهد این برق خانه سوز
کز او تمام دشت و بیابان گداخته ۷
خون است لاله سربسر اما نمیچکد
خونش بدل زداغ گلستان گداخته ۸
تو آبشار رحمت و ساقی کوثری
آشفته ات زتابش نیران گداخته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۹ - دلم بهرزه بسودای خام افتاده
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۱ - یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.