هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و هجران سخن میگوید. شاعر از درد نهانی خود مینالد و از طبیب و حكیم میخواهد كه درد او را درك كنند. او از غم پیری و خاطرات جوانی میگوید و رفیقان را در آتش هجر و رقیبان را در كامرانی وصل توصیف میكند. شاعر از نالههای خود در شب هجران میگوید و از ترك تیراندازی كه با مرغ بسمل كمان میكشد، حذر میدهد. در ادامه، او خود را مرغ طبع و روح میداند كه برای معشوق میخواند و پر میافشاند. شاعر سرو و ماه را با معشوق مقایسه میكند و عقل را به خاطر این تشبیه سرزنش میكند. در پایان، او از ساقی و علی به عنوان مظهر حق و ساقی کوثر یاد میكند و جهان را بدون وجود آنها آشفته و بیمعنا میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است كه درك آن نیاز به بلوغ فكری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممكن است برای كودكان و نوجوانان كمسنوسال قابل درك نباشد.
شماره ۱۱۰۹ - طبیبا مرا کشت درد نهانی
طبیبا مرا کشت درد نهانی
بهل نبض و بنگر دل ار میتوانی ۱
گر از دفتر عشق یک نکته خوانی
حکیما بزن لاف از نکته دانی ۲
کجا همزبانی که با او بگویم
غم پیری و سرگذشت جوانی ۳
رفیقان زهجر تو در آتش اما
رقیبان زوصل تو در کامرانی ۴
شب هجر اگر نشنوی ناله من
شکیبائیم باشد از ناتوانی ۵
حذر کن از آن ترک تیر افکن ایدل
که با مرغ بسمل کند شح کمانی ۶
مرا مرغ طبع است بر تو نواخوان
بگل بلبلی گر کند نغمه خوانی ۷
مرا مرغ روح است بر تو پرافشان
تذرو ار بسروی کند پرفشانی ۸
تو را سرو و مه خواندم عقل گفتا
که گوئی بصیرت ندارد فلانی ۹
نه مه را نباشد دهان پیش آن لب
نه سرو چمن را نباشد روانی ۱۰
اگر دامن ساقی افتد بچنگت
نثارش کن این باقی عمر فانی ۱۱
علی مظهر حق و ساقی کوثر
که از حکم ایزد جهانراست بانی ۱۲
جهان بی وجود وی آشفته عاطل
که بی حاصل آمد صور بی معانی ۱۳
بهل نبض و بنگر دل ار میتوانی ۱
گر از دفتر عشق یک نکته خوانی
حکیما بزن لاف از نکته دانی ۲
کجا همزبانی که با او بگویم
غم پیری و سرگذشت جوانی ۳
رفیقان زهجر تو در آتش اما
رقیبان زوصل تو در کامرانی ۴
شب هجر اگر نشنوی ناله من
شکیبائیم باشد از ناتوانی ۵
حذر کن از آن ترک تیر افکن ایدل
که با مرغ بسمل کند شح کمانی ۶
مرا مرغ طبع است بر تو نواخوان
بگل بلبلی گر کند نغمه خوانی ۷
مرا مرغ روح است بر تو پرافشان
تذرو ار بسروی کند پرفشانی ۸
تو را سرو و مه خواندم عقل گفتا
که گوئی بصیرت ندارد فلانی ۹
نه مه را نباشد دهان پیش آن لب
نه سرو چمن را نباشد روانی ۱۰
اگر دامن ساقی افتد بچنگت
نثارش کن این باقی عمر فانی ۱۱
علی مظهر حق و ساقی کوثر
که از حکم ایزد جهانراست بانی ۱۲
جهان بی وجود وی آشفته عاطل
که بی حاصل آمد صور بی معانی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۸ - دام براه مینهی طره کمند میکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۰ - سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.