هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و استعاره‌های پراحساس یاد می‌کند. او از زیبایی‌های معشوق، تأثیرات عشق و رسوایی‌های ناشی از آن سخن می‌گوید و از درد فراق و شوق دیدار می‌نالد. همچنین، شاعر از قدرت جادویی معشوق در جذب دلها و تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به‌کاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۱۱۳۲ - بشهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوائی

بشهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوائی
اگر آن پسته شیرین بشکر خنده بگشائی ۱

کساد مشک و عنبر در ختا و چین کنی عمدا
گره از زلف مشکین گر براه باد بگشائی ۲

بپوشد مه برخ پرده چو تو پرده برانداری
رود سرو از چمن بیرون چو تو با ناز بازآئی ۳

بخوبی ای صنم طاقی وحید عصر و آفاقی
مسخر شد چو آفاقت بزن نوبت بیکتائی ۴

چو دل بر نیکوان بستی وداع عقل و دین میکن
حدیث عشق گر خواندی بشوی اوراق دانائی ۵

زرسوائی نیندیشد کسی کاو عشق میورزد
که از آغاز شد همخوابه با هم عشق و رسوائی ۶

بجامم زهر اگر ریزی چو شهد از شوق مینوشم
که حنظل چون شکر گردد بکامم چون تو فرمائی ۷

بیک بوسه علاجم کن زعناب می آلودت
که از عناب میآید علاج درد سودائی ۸

بدان چستی که آهن را برد آهن ربا از جا
بیک غمزه تو دل زآهن دلان شهر بربائی ۹

می گلگون بده ساقی غنیمت دان دم باقی
که میبخشد فراقت از غم دنیی و دنیائی ۱۰

چرا زلفت پریشانت مرا آشفته تر دارد
گر از زنجیر هر دیوانه میبیند شکیبائی ۱۱

کمند شاه را مانی زبس خم در خمی ای مو
علی کاو را مسلم گشته در آفاق مولائی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۱ - بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۳ - صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.