هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که با وجود فقر و درویشی، عشقش را به معشوق ابراز میکند. او از درد عشق و فداکاریهایش میگوید و تأکید میکند که حتی اگر معشوق او را نادیده بگیرد یا برنجاند، باز هم از عشقش پشیمان نخواهد شد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عمق احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و درد عشق هستند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۱۱۳۷ - گو چه کم آیدت زسلطانی
گو چه کم آیدت زسلطانی
گر عنان سوی ما بگردانی ۱
شوکت سلطنت نیفزاید
دل درویش اگر برنجانی ۲
گر دل و دین بباختم چه عجب
نیست در عاشقی پشیمانی ۳
نرخ حلوا مگر زیاده شود
دامن ار بر مگس نیفشانی ۴
اینچنین چشم پرفسون که تر است
گر بود کوه آتش بجنبانی ۵
توو پاکیزه دامنی در حسن
من و در عشق پاکدامنی ۶
گر فلاطون روزگاراستی
که بدرمان عشق درمانی ۷
بوی زلف تو آید از دودم
گر چو عودم شبی بسوزانی ۸
تو چو شیرینی و منم فرهاد
قصه از این و آن چه میخوانی ۹
گو سگی هم در این سرا باشد
چندم از خیل خویش میرانی ۱۰
تا که زلف تو جان آشفته است
نشود فارغ از پریشانی ۱۱
گر عنان سوی ما بگردانی ۱
شوکت سلطنت نیفزاید
دل درویش اگر برنجانی ۲
گر دل و دین بباختم چه عجب
نیست در عاشقی پشیمانی ۳
نرخ حلوا مگر زیاده شود
دامن ار بر مگس نیفشانی ۴
اینچنین چشم پرفسون که تر است
گر بود کوه آتش بجنبانی ۵
توو پاکیزه دامنی در حسن
من و در عشق پاکدامنی ۶
گر فلاطون روزگاراستی
که بدرمان عشق درمانی ۷
بوی زلف تو آید از دودم
گر چو عودم شبی بسوزانی ۸
تو چو شیرینی و منم فرهاد
قصه از این و آن چه میخوانی ۹
گو سگی هم در این سرا باشد
چندم از خیل خویش میرانی ۱۰
تا که زلف تو جان آشفته است
نشود فارغ از پریشانی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۶ - آفت عرصه خاکی و مه افلاکی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۸ - چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.