هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف عشق و زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق میپردازد. شاعر از زلف معشوق، لب لعل، و تیر نگاه او سخن میگوید و حالات دلآزرده و حسرتزده عاشق را بیان میکند. همچنین، اشارهای به پاکی و حقطلبی دارد و از آلایش نفس دوری میجوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۳۶ - آفت عرصه خاکی و مه افلاکی
آفت عرصه خاکی و مه افلاکی
با چنین لطف که گوید که زآب و خاکی ۱
گر کست خواند پریزاد نه چندین عجب است
کادمیزاده ندیدیم بدین چالاکی ۲
دام کوته نظران چون شدی ایحلقه زلف
که بصید دل صاحب نظران فتراکی ۳
مرغ دل میطپد از حسرت یکنظره بخون
خنک آنسینه که از تیر نظر صد چاکی ۴
چکنی پرده نبیند بجز از حق بینت
که تو زآلایش این نفس پرستاران پاکی ۵
میخوری خون دل خلق بدستان هر روز
بی مهابا صنما چند باین بیباکی ۶
چون دو مار سیه از هر طرف زلف نژند
ای لب لعل شکرخند مگر ضحاکی ۷
لعلت آن جوهر فردی که نگنجد در وهم
صف تو نتوانم که برون زادراکی ۸
جلوه یار تمنا چکنی آشفته
که بود آتش سینا و تو خود خاشاکی ۹
با چنین لطف که گوید که زآب و خاکی ۱
گر کست خواند پریزاد نه چندین عجب است
کادمیزاده ندیدیم بدین چالاکی ۲
دام کوته نظران چون شدی ایحلقه زلف
که بصید دل صاحب نظران فتراکی ۳
مرغ دل میطپد از حسرت یکنظره بخون
خنک آنسینه که از تیر نظر صد چاکی ۴
چکنی پرده نبیند بجز از حق بینت
که تو زآلایش این نفس پرستاران پاکی ۵
میخوری خون دل خلق بدستان هر روز
بی مهابا صنما چند باین بیباکی ۶
چون دو مار سیه از هر طرف زلف نژند
ای لب لعل شکرخند مگر ضحاکی ۷
لعلت آن جوهر فردی که نگنجد در وهم
صف تو نتوانم که برون زادراکی ۸
جلوه یار تمنا چکنی آشفته
که بود آتش سینا و تو خود خاشاکی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۵ - جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۷ - گو چه کم آیدت زسلطانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.