هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به ستایش معشوق و بیان عشق و ارادت به او می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق، عشق و دل‌باختگی خود سخن می‌گوید و او را با عناصری مانند آفتاب، خورشید، گل و گوهر مقایسه می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و وحدت وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.

شماره ۱۱۵۴ - شهری بود نکوئی و جانا تواش دری

شهری بود نکوئی و جانا تواش دری
فرزند حسن و عشق و تو بر هر دو مادری ۱

عشقم نشست در دل و عقلم فرار کرد
آری دو پادشاه نشاید بکشوری ۲

تا هست منظر دل و دیده مقام دوست
حاشا که من نظر بگشایم بمنظری ۳

دیدم که خضر جام بکف سوی میکده
میرفت تا بدل کند او را بساغری ۴

ذرات را وجود چه در پیش آفتاب
ما غیر دوست هست ندیدیم دیگری ۵

هستی گل ار کلاله زسنبل فکنده گل
سروی اگر که سرو زگل آورد بری ۶

کوثر بجنب چشمه نوش تو قطره ای
خورشید پیش تابش روی تو اختری ۷

ملکی است خوبروئی او را تو مالکی
بحریست آفرینش او را تو گوهری ۸

منصور وار داری اگر سر حق بسر
داری بود محبت آنجا ببر سری ۹

آشفته را کله نه و سر سوده بر سپهر
تا ساخته زخاک در شاه افسری ۱۰

شاها توئی که علت ایجاد عالمی
شاها توئی که وارث تاج پیمبری ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۳ - که گفت ای سرو سیمین تن بطرف باغ و بستان آی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۵ - ای جنت جاوید زرخسار تو بابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.