هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های خود می‌گوید، از بی‌پناهی و تنهایی شکایت دارد و از عشق ناکام خود سخن می‌راند. او از دنیایی که حق‌شناس نیست گلایه می‌کند و تنها به دنبال آرامش و نجات است. در نهایت، به خداوند پناه می‌برد و از او طلب آبادی و رحمت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۲۳۸ - زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری

زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری
ندارم پا که بگذارم قدم بر طرف گلزاری ۱

نه تنها خار بر پایم شکست ایدوستان دستی
که بشکسته بپای دل مرا از نوگلی خاری ۲

بکن نائی تو معذورم کز آن شکر دهان دورم
چو نی از بندبند من گر آید ناله زاری ۳

نیم من مشتری گر صد چو یوسف را دهی ارزان
که من با یوسفی دارم بمصر عشق بازاری ۴

بجاز زر سری دارم بگیر و جام می در ده
وگر نه خرقه ام بر تن نه بر سر مانده دستاری ۵

دیار حق شناسان زین جهان بیرون بود گویا
کاز ایشان نیست در دیر خراب آباد دیاری ۶

بجز خار و خسی برجا نماند از آشیان من
برو بگذر تو ای برق و از او مگذار آثاری ۷

نپوشم حق تو حاشا کنم منصوروار افشا
کنند آماده اغیارت گر از هر گوشه ام داری ۸

توئی بت برهمن دل واله و آشفته مویت
اگر که بت پرستان را صلیبی هست و زناری ۹

خرابم کرد دوران و ببادم داد ای مولا
تو آبادم بکن زیرا که امکانرا تو معماری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۷ - ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳۹ - طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.