هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند پیری، گذر زمان، بیتوجهی دیگران به رنجهای انسان و ناامیدی از زندگی میپردازد. شاعر از سفیدی موهایش به عنوان نشانهای از پیری یاد میکند و از این که دیگران به درد و رنج او توجهی ندارند، گلایه میکند. همچنین، او به بیفایده بودن تلاشهایش در زندگی اشاره میکند و احساس میکند که حتی پس از مرگ نیز صدای او شنیده نخواهد شد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و نگاه انتقادی به زندگی و جامعه در این شعر وجود دارد که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، فضای کلی شعر حاوی نوعی ناامیدی و یأس است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان مناسب نباشد.
شماره ۱۵ - پیری نشد خزان گل شاخسار ما
پیری نشد خزان گل شاخسار ما
موی سفید ماست چو عنبر بهار ما ۱
خواهد به کار آمد اگر خاک هم شویم
افلاک را چو شیشه ی ساعت غبار ما ۲
مردیم و گفتگوی بزرگانه کم نشد
آید صدای کوه ز سنگ مزار ما ۳
گرمی ندیده ایم به عمر خود از کسی
جام شراب ما بود آب خمار ما ۴
خویشی ست در میانه ی ما و گل دورنگ
یک پشت می رسد به خزان نوبهار ما ۵
افلاک و انجمند به کاری، ولی سلیم
کاری نمی کنند که آید به کار ما ۶
موی سفید ماست چو عنبر بهار ما ۱
خواهد به کار آمد اگر خاک هم شویم
افلاک را چو شیشه ی ساعت غبار ما ۲
مردیم و گفتگوی بزرگانه کم نشد
آید صدای کوه ز سنگ مزار ما ۳
گرمی ندیده ایم به عمر خود از کسی
جام شراب ما بود آب خمار ما ۴
خویشی ست در میانه ی ما و گل دورنگ
یک پشت می رسد به خزان نوبهار ما ۵
افلاک و انجمند به کاری، ولی سلیم
کاری نمی کنند که آید به کار ما ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - محبت از دل ما شسته نقش کینه خواهی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.