هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، ضعف و ناامیدی خود سخن میگوید. او از دوری از طبیعت و دوستانش رنج میبرد و سرنوشت خود را به باد و تقدیر میسپارد. همچنین، او از بیتوجهی دیگران به حال خود و عدم وجود نور و امید در زندگی شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تقدیر ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۳۰ - در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا
در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا
بهتر از سرو بود سایه ی صیاد مرا ۱
همنشین، ضعف من افزون شود از سیرچمن
باخبر باش که ناگه نبرد باد مرا! ۲
به عیادت نرود بر سر بیمار، اجل
دوستی نیست اگر یار کند یاد مرا ۳
سرنوشتم چه به کار است چو می دانم کار
نیستم طفل که سرخط دهد استاد مرا ۴
نیست افسوس چراغی که نماید روشن
که درین خانه ی تاریک چه افتاد مرا ۵
دم آبی که جهان قسمت من کرد سلیم
گه به بنگاله برد، گاه به بغداد مرا ۶
بهتر از سرو بود سایه ی صیاد مرا ۱
همنشین، ضعف من افزون شود از سیرچمن
باخبر باش که ناگه نبرد باد مرا! ۲
به عیادت نرود بر سر بیمار، اجل
دوستی نیست اگر یار کند یاد مرا ۳
سرنوشتم چه به کار است چو می دانم کار
نیستم طفل که سرخط دهد استاد مرا ۴
نیست افسوس چراغی که نماید روشن
که درین خانه ی تاریک چه افتاد مرا ۵
دم آبی که جهان قسمت من کرد سلیم
گه به بنگاله برد، گاه به بغداد مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ ما
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - چه غافلی ست ز دور سپهر، مردم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.