هوش مصنوعی:
این شعر به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از عشق شکایت دارد که چگونه زندگی او را تحت تأثیر قرار داده و باعث درد و ناراحتی شده است. او از ناموس و عصمت سخن میگوید و نگران است که عشق به حریم او تجاوز کند. همچنین، شاعر به زیباییهای طبیعت مانند گل و طاووس اشاره میکند که نمادهایی از عشق و زیبایی هستند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند ناموس و عصمت ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۴۵ - عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا
عشق دیگر در فغان آورده ناقوس مرا
غنچه ی گلبرگ آتش کرده فانوس مرا ۱
کاشکی اندیشه ای از باطن عصمت کند
عشق بر گردن نگیرد خون ناموس مرا ۲
در حریم آستانش، چند منع پاسبان
همچو تبخاله گره سازد به لب بوس مرا؟ ۳
خامه ام را کار با معنی خود باشد، که هست
در گلستان پر خود جلوه طاووس مرا ۴
شد نظاره روشناس گلرخان، ترسم سلیم
در دیار حسن بشناسند جاسوس مرا ۵
غنچه ی گلبرگ آتش کرده فانوس مرا ۱
کاشکی اندیشه ای از باطن عصمت کند
عشق بر گردن نگیرد خون ناموس مرا ۲
در حریم آستانش، چند منع پاسبان
همچو تبخاله گره سازد به لب بوس مرا؟ ۳
خامه ام را کار با معنی خود باشد، که هست
در گلستان پر خود جلوه طاووس مرا ۴
شد نظاره روشناس گلرخان، ترسم سلیم
در دیار حسن بشناسند جاسوس مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - می دهد سیل سراغ ره ویرانه ی ما
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.