هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از دردها و رنجهای عاشقانه و اجتماعی سخن میگوید. شاعر از غمهای پنهان، دوری از یار، نادیده گرفته شدن توسط دیگران، و تلخیهای زندگی مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند عشق پنهان، آزادی، و گذر عمر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و دوری نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارند.
شماره ۵۱ - ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما
ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما
پر خاک شد چو حلقه ی دام آشیان ما ۱
ترسان ز هجر یار ز بس جان سپرده ایم
منقار زاغ زرد شد از استخوان ما ۲
با قامت خمیده ره راست می رویم
هرگز نجسته تیر خطا از کمان ما ۳
ارباب هوش پی به معانی نمی برند
دیوانه ذوق می کند از داستان ما ۴
از ننگ خضر بس که نهفتیم راز خویش
شد خاک، حرف تشنه لبی در دهان ما ۵
هرگز کسی سلیم ندیده ست آفتی
چون تیغ آفتاب ز تیغ زبان ما ۶
پر خاک شد چو حلقه ی دام آشیان ما ۱
ترسان ز هجر یار ز بس جان سپرده ایم
منقار زاغ زرد شد از استخوان ما ۲
با قامت خمیده ره راست می رویم
هرگز نجسته تیر خطا از کمان ما ۳
ارباب هوش پی به معانی نمی برند
دیوانه ذوق می کند از داستان ما ۴
از ننگ خضر بس که نهفتیم راز خویش
شد خاک، حرف تشنه لبی در دهان ما ۵
هرگز کسی سلیم ندیده ست آفتی
چون تیغ آفتاب ز تیغ زبان ما ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - بس است شاهد مستی همین گلستان را
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.