هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس تنهایی، ناامیدی و درد عشق نافرجام سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق و رنج‌های عاطفی خود می‌نالد و ترس از دیده شدن ضعف‌هایش توسط دیگران را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مشکلات زندگی و ناتوانی در حل آن‌ها دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و دردهای روحی است که درک آن‌ها برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۸ - مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا

مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا
غافل از راه آید و در منزلم بیند ترا ۱

از ترحم سنگ را دل خون شود هر گه چو موج
خنده زن بر گریه ی بی حاصلم بیند ترا ۲

در غم سامان به راه کعبه، ای بت نیستم
راهزن ترسم درون محملم بیند ترا ۳

کاش سوزن بخیه ی اول به چشم خود زند
کز شکاف سینه ترسم در دلم بیند ترا ۴

صحبت ما و تو ای طوفان نگردد برطرف
ناخدا کو تا حریف ساحلم بیند ترا ۵

دست کوته کن سلیم از من، که ترسم روزگار
عاجز از اصلاح کار مشکلم بیند ترا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷ - چو غنچه نیست نهان از کسی دفینه ی ما
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.