هوش مصنوعی: شاعر در این شعر خود را به مرغی تشبیه می‌کند که در قفسی تنگ اسیر است و از عشق و جنون بهاری سخن می‌گوید. او از ناله‌های سحرگاهی به عنوان نماز یاد می‌کند و گل‌های جهان را بی‌ارزش می‌داند. شاعر درد و رنج را بخشی از وجود خود می‌داند و خرقه‌اش را با ابریشم ساز توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۹ - منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مرا

منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مرا
قفسی تنگ تر از چنگل باز است مرا ۱

نوبهار است و چو گلبن ز جنون در جوشم
که دگر موسم گل کردن راز است مرا ۲

نیست چون شاخ گلم مانع طاعت مستی
ناله ی مرغ سحر، بانگ نماز است مرا ۳

منت یک گلم از باغ جهان بر سر نیست
دست کوتاه به از عمر دراز است مرا ۴

گل گل از داغ می ناب همین نیست سلیم
بخیه ی خرقه ز ابریشم ساز است مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸ - مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - نشد درست به هندوستان شکسته ی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.