هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از ساغر، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، مستی، و رازداری است. شاعر خود را به عنوان شعله ای توصیف میکند که نمیتوان آن را پنهان کرد و از روزگار بیسبب خود شکایت دارد. او از فصل بهار و مستی مرغان یاد میکند و اکنون زمان خزان و نوشیدن قدح را مناسب میداند. شاعر به رازداری خود مینازد و از یاد لب معشوق و بوی می سخن میگوید. در نهایت، او از زیبایی در هر لباس و آیینه داغ خود یاد میکند و ساغر خود را به حریفان نمیدهد، زیرا مستی او وابسته به بیهوشی شاعر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به مستی و نوشیدن قدح وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۴۴ - ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است
ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است
سرمه غبار کوچه ی خاموشی من است ۱
من شعله ام، نهان نتوان داشت شعله را
ایام بی سبب پی خس پوشی من است ۲
فصل بهار و مستی مرغان تمام شد
آمد خزان و وقت قدح نوشی من است ۳
نازم به رازداری خود چون صدف که بحر
از موج، جمله لب پی سرگوشی من است ۴
پیراهنم ز یاد لبش بوی می گرفت
خمیازه سینه چاک هم آغوشی من است ۵
در هر لباس، جوهر زیبندگی خوش است
آیینه داغ طرز نمدپوشی من است ۶
ساغر سلیم من به حریفان نمی دهم
موقوف مستی تو به بیهوشی من است ۷
سرمه غبار کوچه ی خاموشی من است ۱
من شعله ام، نهان نتوان داشت شعله را
ایام بی سبب پی خس پوشی من است ۲
فصل بهار و مستی مرغان تمام شد
آمد خزان و وقت قدح نوشی من است ۳
نازم به رازداری خود چون صدف که بحر
از موج، جمله لب پی سرگوشی من است ۴
پیراهنم ز یاد لبش بوی می گرفت
خمیازه سینه چاک هم آغوشی من است ۵
در هر لباس، جوهر زیبندگی خوش است
آیینه داغ طرز نمدپوشی من است ۶
ساغر سلیم من به حریفان نمی دهم
موقوف مستی تو به بیهوشی من است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - کجا موافق طبع تو ای خردمند است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.