هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و درد سخن می‌گوید، با تصاویری مانند چراغان سینه، آه دل، اشک آتشین و گلستان. شاعر از تنهایی، عشق و زیبایی طبیعت صحبت می‌کند و از مفاهیمی مانند مکتب، بازار محبت و درمان درد با خنده معشوق یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۱۴۶ - چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است

چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است
ز دل آهی که می خیزد مرا، دود چراغان است ۱

سرشک آتشین می جوشدم از چشم همچون شمع
درین مکتب پر پروانه طفلان را گلستان است ۲

حصار عافیت جز کنج تنهایی نمی باشد
که فانوس چراغ لاله دامان بیابان است ۳

متاعی هر که دارد، رو به این بازار می آرد
محبت شهر و بر اطراف او عالم دهستان است ۴

به گلشن می توان تحقیق کار این جهان کردن
که گل مجموعه ی تعبیر این خواب پریشان است ۵

به غیر از خنده ی آن لب، علاجی نیست دردم را
که مرهمدان این زخمی که من دارم نمکدان است ۶

سیاهی می زند هندوستان از حسن بر عالم
یکی از جمله ی سبزان ته گلگون او پان است ۷

درین گلشن اگر جمعیتی بینی، تعجب کن
پریشانی فراوان است اینجا سنبلستان است ۸

سلیم از رهگذار خوشخرامی چون توان رفتن؟
که چون از خانه می آید به مکتب، عید طفلان است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.