هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از زیبایی معشوق، درد عشق، گریههای ناشی از فراق، و ارزش دوستی و محبت سخن میگوید. همچنین، تأکید بر نگاه معنوی به جای ظاهر و یادآوری جایگاه بندگی در برابر خداوند از دیگر مضامین این شعر است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و فراق نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شماره ۱۵۰ - شکفتگی به گل رویت آرزومند است
شکفتگی به گل رویت آرزومند است
نهال حسن ترا با بهار پیوند است ۱
ز رشک عشق خورم خون عندلیبان را
که دوست نیست گل، اما به دوست مانند است ۲
ز شغل گریه زمانی نمی شود فارغ
مژه به دیده ی من پنجه ی هنرمند است ۳
به یک نگاه برد صدهزار دل از دست
ببین معامله ی عشق، چند در چند است ۴
ز ضبط گریه چه خصمی به جان خود داری؟
که جو خراب شود پیش آب چون بند است ۵
خطای یکدگر از دوستی نمی بینند
گناه اهل محبت چو عیب فرزند است ۶
ترا چه کار به صورت، نظر به معنی کن
شکسته است دل اما درست پیوند است ۷
ترا ز پاس دل خستگان چه عار آید
که بنده ای تو و این خانه ی خداوند است ۸
چه می شود که ازان آیتی بیاموزی
همین نه مصحف تنها برای سوگند است ۹
سلیم را نبری نام پیش او قاصد
بگو کسی به تو بسیار آرزمند است! ۱۰
نهال حسن ترا با بهار پیوند است ۱
ز رشک عشق خورم خون عندلیبان را
که دوست نیست گل، اما به دوست مانند است ۲
ز شغل گریه زمانی نمی شود فارغ
مژه به دیده ی من پنجه ی هنرمند است ۳
به یک نگاه برد صدهزار دل از دست
ببین معامله ی عشق، چند در چند است ۴
ز ضبط گریه چه خصمی به جان خود داری؟
که جو خراب شود پیش آب چون بند است ۵
خطای یکدگر از دوستی نمی بینند
گناه اهل محبت چو عیب فرزند است ۶
ترا چه کار به صورت، نظر به معنی کن
شکسته است دل اما درست پیوند است ۷
ترا ز پاس دل خستگان چه عار آید
که بنده ای تو و این خانه ی خداوند است ۸
چه می شود که ازان آیتی بیاموزی
همین نه مصحف تنها برای سوگند است ۹
سلیم را نبری نام پیش او قاصد
بگو کسی به تو بسیار آرزمند است! ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.