هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دلتنگی، هجران، و بیخودی سخن میگوید. او از درد فراق و مظلومیت خود مینالد و به دشواریهای عشق و جدایی اشاره میکند. همچنین، شاعر به بیخودی و سردرگمی خود اعتراف کرده و از ناآگاهی از وضعیت خویش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۱۵۳ - آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
نامه ی بی طاقتان بر بال مرغ بسمل است ۱
بر کمر دامن زدم بر عزم رفتن همچو سرو
نیستم از بیخودی آگه که پایم در گل است ۲
در وداعش گر نرفتم، احتیاج عذر نیست
دوست می داند که استقبال هجران مشکل است ۳
در جهان از من ندیده هیچ کس مظلوم تر
می کنم این دعوی و کسری گواه عادل است ۴
گر سلیم از ما گریزند آشنایان، دور نیست
کی شود همصحبت دیوانه، هر کس عاقل است ۵
نامه ی بی طاقتان بر بال مرغ بسمل است ۱
بر کمر دامن زدم بر عزم رفتن همچو سرو
نیستم از بیخودی آگه که پایم در گل است ۲
در وداعش گر نرفتم، احتیاج عذر نیست
دوست می داند که استقبال هجران مشکل است ۳
در جهان از من ندیده هیچ کس مظلوم تر
می کنم این دعوی و کسری گواه عادل است ۴
گر سلیم از ما گریزند آشنایان، دور نیست
کی شود همصحبت دیوانه، هر کس عاقل است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - ز بس اشک نیازم خاکسار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.