هوش مصنوعی:
این شعر از حرارت و گرمای عشق و دوستی میگوید و در مقابل، سردی و بیتفاوتی برخی افراد را نقد میکند. شاعر از گرمی عشق و محبت یار مهربان سخن میگوید، اما از سردی و بیاحساسی صوفی، باغبان، و واعظ شکایت دارد. او احساس میکند که در جهانی سرد زندگی میکند، جایی که حتی دوستان نیز مانند تیغ سرد به نظر میرسند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند انتقاد از صوفی و واعظ ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۶۳ - مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
قبای شعله چو پیراهن کتان خنک است ۱
چو شعله سرکشی گلرخان همه گرمی ست
به مشرب دل من یار مهربان خنک است ۲
هزار حیف که صوفی به صد پیاله شراب
نشد به باده کشان گرم و همچنان خنک است ۳
به باغ ز آمدن خویشتن پشیمانم
چه سود گرمی بلبل که باغبان خنک است ۴
به سایه ی گل و سنبل چه کار مرغان را
درین چمن که چو خس خانه، آشیان خنک است ۵
نشاط انجمن از صحبت عزیزان است
چمن برای همین، موسم خزان خنک است ۶
همین ز صحبت واعظ نه مجلس افسرده ست
چو صبح از نفس سرد او جهان خنک است ۷
سلیم بس که دلم از نفاق رنجیده ست
چو تیغ در نظرم روی دوستان خنک است ۸
قبای شعله چو پیراهن کتان خنک است ۱
چو شعله سرکشی گلرخان همه گرمی ست
به مشرب دل من یار مهربان خنک است ۲
هزار حیف که صوفی به صد پیاله شراب
نشد به باده کشان گرم و همچنان خنک است ۳
به باغ ز آمدن خویشتن پشیمانم
چه سود گرمی بلبل که باغبان خنک است ۴
به سایه ی گل و سنبل چه کار مرغان را
درین چمن که چو خس خانه، آشیان خنک است ۵
نشاط انجمن از صحبت عزیزان است
چمن برای همین، موسم خزان خنک است ۶
همین ز صحبت واعظ نه مجلس افسرده ست
چو صبح از نفس سرد او جهان خنک است ۷
سلیم بس که دلم از نفاق رنجیده ست
چو تیغ در نظرم روی دوستان خنک است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.