هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلگیری خود سخن میگوید و از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان خود مینویسد. او از طبیعت و عناصری مانند گل، بلبل، و پروانه برای بیان احساسات خود استفاده میکند و از دردها و رنجهای عشق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸۱ - شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است
شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است
بی رخ او، صحبت گل بی دماغم کرده است ۱
بلبل و پروانه می جوشد به هم در محفلم
عشق گویی روغن گل در چراغم کرده است ۲
داغ دل از مستی ام افزود، گویی روزگار
لاله را افشرده و می در ایاغم کرده است ۳
چون فتیله هیچ کس بر مدعای خود نسوخت
عیش این آتش به جان افتاده، داغم کرده است! ۴
پیش ازین، مژگان چشم دوستان بودم سلیم
ضعف طالع این زمان موی دماغم کرده است ۵
بی رخ او، صحبت گل بی دماغم کرده است ۱
بلبل و پروانه می جوشد به هم در محفلم
عشق گویی روغن گل در چراغم کرده است ۲
داغ دل از مستی ام افزود، گویی روزگار
لاله را افشرده و می در ایاغم کرده است ۳
چون فتیله هیچ کس بر مدعای خود نسوخت
عیش این آتش به جان افتاده، داغم کرده است! ۴
پیش ازین، مژگان چشم دوستان بودم سلیم
ضعف طالع این زمان موی دماغم کرده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - منم که مایه ی جمعیتم پریشانی ست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.