هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عاشقانه و دردهای عاطفی استفاده میکند. شاعر از نرگس، سنبل، آتش، آب، شمع، و دیگر عناصر برای توصیف حالات درونی خود بهره میبرد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند دوری، جفا، و عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاطفی و شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۸۵ - چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت
چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت
کاکلش از زلف سنبل، چین مغروری گرفت ۱
شوخی آتش نمی دانست آن کز بیم آب
نامه را در موم همچون شمع کافوری گرفت ۲
خامه ی نقاش را ماند سرانگشت گدا
بس که مو از لقمه ی چینی فغفوری گرفت ۳
دل به اقلیم عدم نزدیکتر شد از وجود
همچو عنقا بس که از اهل جهان دوری گرفت ۴
از جفای اهل عالم یک نفس فارغ نه ایم
وای بر دیوانه ای کو جا به معموری گرفت ۵
کوهکن شد کامیاب از صحبت شیرین سلیم
در محبت هر که کاری کرد، مزدوری گرفت ۶
کاکلش از زلف سنبل، چین مغروری گرفت ۱
شوخی آتش نمی دانست آن کز بیم آب
نامه را در موم همچون شمع کافوری گرفت ۲
خامه ی نقاش را ماند سرانگشت گدا
بس که مو از لقمه ی چینی فغفوری گرفت ۳
دل به اقلیم عدم نزدیکتر شد از وجود
همچو عنقا بس که از اهل جهان دوری گرفت ۴
از جفای اهل عالم یک نفس فارغ نه ایم
وای بر دیوانه ای کو جا به معموری گرفت ۵
کوهکن شد کامیاب از صحبت شیرین سلیم
در محبت هر که کاری کرد، مزدوری گرفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - با تو گل را سر و سامان خودآرایی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.