هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عرفانی و غنایی است که از زبان شاعری بیان می‌شود که از غفلت و سکون در زندگی شکایت دارد و به دنبال حرکت و تغییر است. شاعر از تشبیهات مختلف مانند کشتی در گل نشسته، موج دریا و پرنده‌ای که آشیانه‌اش را تغییر می‌دهد استفاده می‌کند تا احساس بی‌قراری و میل به تحول را بیان کند. همچنین، اشاره‌ای به داستان لیلی و مجنون دارد و از غم دوری و انتظار می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

شماره ۱۸۸ - تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست

تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
کشتی دریا کشان از لای خم در گل نشست ۱

می شود نزدیکتر، غم را کنم از خود چو دور
گرد اگر برخاست از دامن مرا بر دل نشست ۲

خویش را چون موج بی باکانه بر دریا زدیم
می توان تا چند همچون گرد بر ساحل نشست؟ ۳

چون تذروی کآشیان تبدیل سازد، می شود
قالب مجنون تهی، لیلی چو در محمل نشست ۴

آشنایی از دیار ما نمی آید سلیم
بر سر ره می توان تا چند چون منزل نشست؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.