هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از اشک خونین، جنون، زخمهای روحی و دوری از معشوق سخن میگوید و احساس میکند که آسمان نیز به فکر کشتن او افتاده است. این شعر بیانگر غم، اندوه و ناامیدی عمیق است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'اشک خونین' و 'فکر کشتن' نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.
شماره ۱۸۹ - باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
اشک خونین را رهی بر دامنم افتاده است ۱
یک سر مویم ز آسیب جنون آسوده نیست
چاک بر هر رشته ی پیراهنم افتاده است ۲
آخر از کوتاهی خود، بخیه ی زخمی نشد
رشته ی گوهر ز چشم سوزنم افتاده است ۳
طوطی ام، وز بینوایی همچو طوق فاخته
رفتن هندوستان بر گردنم افتاده است ۴
خواهد از کوی وصال او کند دورم سلیم
آسمان گویا به فکر کشتنم افتاده است ۵
اشک خونین را رهی بر دامنم افتاده است ۱
یک سر مویم ز آسیب جنون آسوده نیست
چاک بر هر رشته ی پیراهنم افتاده است ۲
آخر از کوتاهی خود، بخیه ی زخمی نشد
رشته ی گوهر ز چشم سوزنم افتاده است ۳
طوطی ام، وز بینوایی همچو طوق فاخته
رفتن هندوستان بر گردنم افتاده است ۴
خواهد از کوی وصال او کند دورم سلیم
آسمان گویا به فکر کشتنم افتاده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.