هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق عاشقانه، رنج‌ها و شادی‌های عشق، وصف طبیعت و مفاهیم عرفانی می‌پردازد. شاعر از دل پاک، فصل‌های زندگی، بخت سیاه، و مضطرب بودن در شب‌های وصل سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند افتادگی، مهر خموشی، و آوارگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'بخت سیاه' و 'مهر کربلا' نیاز به درک بیشتری از ادبیات و فرهنگ دارند.

شماره ۱۹۰ - سامان شادمانی و برگ طرب کجاست

سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
دارم دلی که پاکتر از خانه ی خداست ۱

گر صد بهار آمده، بیرون نمی رود
فصل خزان به گلشن ما پای در حناست ۲

افتادگی به وصل مرا سربلند کرد
بخت سیاه بر سر من سایه ی هماست ۳

منصور هرچه هست خود اقرار می کند
از چوب و ریسمان دگر آیا چه مدعاست ۴

شب های وصل، مضطرب از غمزه می شویم
نادیدنی ست روی عسس، گرچه آشناست ۵

ای وای اگر به شکوه زبان آشنا کنیم
مهر خموشی لب ما مهر کربلاست ۶

عمرم چو گردباد به سرگشتگی گذشت
خاک وجود من مگر از گرد آسیاست ۷

مجنون عشق در ره آوارگی سلیم
چون سنگ آسیا به سماع از صدای ماست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - سبزه ی خطش دمید و روزگار عاشقی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.