هوش مصنوعی:
این شعر به زیباییهای عشق و تأثیر آن بر زندگی میپردازد. شاعر از طبیعت به عنوان نمادی از عشق استفاده میکند و بیان میکند که عشق مانند بهار است و در تمام وجود انسان جریان دارد. او همچنین اشاره میکند که عشق باعث زندگی جاودان میشود و ارزش وقت گذاشتن بر روی آن را دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۱ - سبزه ی خطش دمید و روزگار عاشقی ست
سبزه ی خطش دمید و روزگار عاشقی ست
فصل گلریزان داغ و نوبهار عاشقی ست ۱
از دلم چون کاو کاو شوق را بیرون کنم؟
نیست این خار کف پا، خارخار عاشقی ست ۲
آسمان با خاکساران در مقام کبر نیست
این غبار خاطرم از رهگذار عاشقی ست ۳
حیف اوقاتی که صرف کار دیگر می شود
فکر فکر می پرستی، کار کار عاشقی ست ۴
گر بقای جاودان خواهی سلیم از عشق جوی
زان که آب زندگی در جویبار عاشقی ست ۵
فصل گلریزان داغ و نوبهار عاشقی ست ۱
از دلم چون کاو کاو شوق را بیرون کنم؟
نیست این خار کف پا، خارخار عاشقی ست ۲
آسمان با خاکساران در مقام کبر نیست
این غبار خاطرم از رهگذار عاشقی ست ۳
حیف اوقاتی که صرف کار دیگر می شود
فکر فکر می پرستی، کار کار عاشقی ست ۴
گر بقای جاودان خواهی سلیم از عشق جوی
زان که آب زندگی در جویبار عاشقی ست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.