هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، شراب، طبیعت و گذر زمان میپردازد. شاعر از معشوق، شراب کهنه، گلها و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند و به مفاهیمی مانند رنج عشق، زیبایی و گذرا بودن زندگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۹۳ - بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
شراب کهنه به ساغر به رنگ شیر شده ست ۱
وجود من به جراحت سرشته همچون گل
به آب تیغ مگر خاک من خمیر شده ست؟ ۲
ببین به شانه که دعوی شبروی می کرد
که چون به کوچه ی آن زلف دستگیر شده ست ۳
ز شوق غنچه ی پیکان او خدا داند
کدام شاخ گل است این که چوب تیر شده ست ۴
چمن ز مجلس شیرین خبر دهد امشب
ز ماهتاب، خیابان چو جوی شیر شده ست ۵
سلیم صبح دمید و هنوز مخمورم
پیاله زود بنوش و بده، که دیر شده ست ۶
شراب کهنه به ساغر به رنگ شیر شده ست ۱
وجود من به جراحت سرشته همچون گل
به آب تیغ مگر خاک من خمیر شده ست؟ ۲
ببین به شانه که دعوی شبروی می کرد
که چون به کوچه ی آن زلف دستگیر شده ست ۳
ز شوق غنچه ی پیکان او خدا داند
کدام شاخ گل است این که چوب تیر شده ست ۴
چمن ز مجلس شیرین خبر دهد امشب
ز ماهتاب، خیابان چو جوی شیر شده ست ۵
سلیم صبح دمید و هنوز مخمورم
پیاله زود بنوش و بده، که دیر شده ست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.